حكيم ابوالقاسم فردوسى

8

زگفتار دهقان ( شاهنامه فردوسى به نظم ونثر ) (نگارش اقبال يغمائى) (فارسى)

در ستايش خِرد خرد بهتر از هر چه ايزدت داد * ستايش خرد را به از راه داد خرد رهنماى و خرد دلگشاى * خرد دست گيرد به هر دو سراى خرد تيره و مرد ، روشن روان * نباشد همى شادمان يك زمان كسى كو خرد را ندارد ز پيش * دلش گردد از كردهء خويش ريش خرد چشم جان است چون بنگرى * تو بىچشم شادان جهان نسپرى هميشه خرد را تو دستور دار * به دو جانت از ناسزا دور دار گفتار در چگونگى فراهم آوردن شاهنامه يكى نامه بُد از گهِ باستان * فراوان به دو اندرون داستان پراگنده در دست هر موبدى * از او بهره‌اى برده هر بخردى يكى پهلوان بود دهقان نژاد * دِلير و بزرگ و خردمند و راد پژوهندهء روزگار نخست * گذشته سخنها همه باز جُست زهر كشورى موبدى سالخورد * بياورد كاين نامه را گِرد كرد بپرسيدشان از نژاد كيان * و زان نامداران فرخ گوان بگفتند پيشش يكايك مهان * سخنهاى شاهان و گشت جهان چو بشنيد زيشان سپهبد سُخن * يكى نامور نامه افگند بُن چنان يادگارى شد اندر جهان * برو آفرين از كهان و مهان